شیرین غرب

شیرین غرب                               

چکیده مقاله:

در این مقاله به بررسی دیدگاه های یکی از افرادی می پردازیم که در حال حاضر وی را مدافع حقوق بشر به ویژه در ایران می دانند .وی توانست در سال 2003به خاطر نوع عملکرد ویژه اش در قرائتی که از انسان و نظام آفرینش داشت صاحب جایزه سیاسی صلح نوبل شود تا در همین راستا بهتر بتواند با این کسب امتیاز به ارائه دیدگاه های خود با جلب توجه بیشتر در محافل بپردازد.

من با اعلامیه اسلامی حقوق بشر مخالفم و چیزی به نام حقوق بشر اسلامی را قبول ندارم.

باید ایران را تحریم سیاسی کرد.خانم شیرین عبادی از دولتهای اروپایی خواسته تا پایان چیزی که وی خشونت علیه معترضان به نتیجه انتخابات می داند،وارد مذاکره ای با ایران نشوند و برای تغییر رفتار این کشور دولت ایران را تحریم سیاسی کنند.

در مرگ منتظری:تو پدر حقوق بشر در ایران هستی و میلیونها چون من فرزند و مرید داری نیازی هم به قدردانی و سپاس من نداری اما همه ما در حق تو کوتاهی کردیم و مقصریم تو را پدر می خوانم زیرا حمایت از زندانی سیاسی را از تو فرا گرفته ام که به خاطر آنها از کلیه مناصب دولتی چشم پوشیدی تو را پدر می خوانم زیرا از تو آموختم که چگونه از مظلوم دفاع کنم.

ما روزنامه نگاران را دوستان و مدافعان حقوق بشر می دانیم زیرا بدون شما صدای ما شنیده نمی شود.ما از غربی ها خواهش می کنیم اگر مدافع حقوق بشر هستند به هنگام امضا قرار دادها((با کشور ایران))فراموش کار نباشند.(در باشگاه مطبوعات فرانسه)

  این جملات برگرفته از سخنان خانم شیرین عبادی است،شخصی که خود را نماینده و مدافع حقوق بشر ایرانیان و به ویژه زنان می داند و به دلیل همین گونه ادعاها و دیدگاه های خاص در مورد دموکراسی،اسلام،زنان،انسانها،حقوق....که برگرفته از نوع جهان بینی اوست توانست نظرات واگذار کنندگان جایزه صلح نوبل را جلب و آنها را متقاعد به واگذاری این جایزه به خود نماید.اما به دلیل آن که محوریت کلام و استدلالهای این شخص در خصوص موارد مختلف با محتوای چارچوب شریعت اسلام تناقضاتی دارد  در این مقاله قصد کنکاش در مورد چارچوب تصوری و جایگاه تفکری خانم شیرین عبادی ، فردی که خود را مدافع حقوق بشر و زنان مسلمان و به ویژه ایران می داند داریم تا بتوانیم هویت و حوزه تصوری ایشان را از پدیده های مختلف دقیق تر و صحیح تر شناسایی کنیم.

آنچنان که گذرا اشاره شد از مجموعه عباراتی که خانم شیرین عبادی در تشریح حقوق بشر و نقض آن در ایران بهره می برند می توان پی برد که نوع جهان بینی ایشان مطابق با جهان بینی اسلامی نیست یعنی ایشان به جایگاهی کهمکتب اسلام برای خداوند ، انسان و همچنین رابطه ای منطقی که بین این دو تدوین شده است قائل نمی باشند و در عین حال خود را یکی از تحلیل گران مدافع در عرصه حقوق انسانهای مسلمان می دانند.با این وجود منطقی و منصفانه به نظر می رسد که خانم عبادی در اظهارات ، خود را مدافع حقوق بشر به ویژه حقوق بشر اسلامی معرفی و تلقی نکنند چون با این عمل جایگاه و حقوق انسانی را از مسیر صحیح خود به سمت ناصحیح سوق میدهند و همچنین از طرف دیگر این فرد باید اطلاع داشته باشد که واگذاری جایزه صلح نوبل و هر گونه تقدیر و تشکر از سوی مسولین دولتهای غربی از جمله فرانسه، اتریش.... به ایشان بر اساس مسائل سیاسی ناعادلانه حاکم بر روابط بین المللی می باشد تا بر اساس معلومات ، نظریات علمی و دانش وی.در همین راستا خانم عبادی فردی که در سال2003 جایزه صلح نوبل را دریافت نمود باید بداند که در چند سال اخیر افراد از جمله هنری کیسنجر (1973), مناخیم بگین(1978) , اسحاق رابین و شیمون پرز(1994)و باراک اوباما (2009) در مجموعه کلکسیون مدال آوران صلح قرار گرفته اند و در ادبیات خود با شما نقاط مشترکی برای دفاع از آزادی ،حقوق بشر ، دموکراسی ، مردم سالاری ، صلح و مبارزه با تروریسم ،خشونت ، جنگ ، تجاوز پرداخته اند در حالی که از سوی دیگر تاریخ و خاطره مردم هرگز جنایات حمله اسرائیل غاصب به نوار غزه ،کشتی آزادی و محاصره اقتصادی آنها و یا حملات آمریکا و هم پیمانانش به عراق و افغانستان و همچنین دخالت و کودتا در هندوراس ،گرجستان (۲۰۰۳)، اوکراین(۲۰۰۴) و قرقیزستان(۲۰۰۵)فراموش نکرده اند.

  در ادامه جهت اثبات این قضیه که خانم شیرین عبادی به خاطر نوع و برداشتهای خاصی که از نظام آفرنیش دارند لیاقت و ظرفیت اظهار نظر درباره حقوق انسانهای مسلمان را ندارند به موارد زیر استناد می کنیم.

1) اگر به طورخوشبینانه تفکرات خانم شیرین عبادی را به ویژه دیدگاه ایشان که مدعی هستند حقوق بشر اسلامی نداریم را قصد بررسی و نقد داشته باشیم ، می توان به این نکته استناد نمود که ایشان به جای اینکه به جهان بینی مکتب اسلام اعتقاد داشته باشند و بپذیرند که در نظام آفرینش رب همان خالق است در جهان بینی خود بین خالقیت و ربوبیت خداوند ارتباطی برقرار نکرده اند و خداوند را موجودی می دانند که فقط اقدام به خلق جهان آفرینش کرده است و دیگر به امر هدایت موجودات به ویژه هدایت تشریعی برای انسانها اقدام و دخل و تصرفی ندارد. در حالی که در مکتب اسلام خداوند به عنوان آفریننده انسانها و اشراف کامل بر ابعاد او بهتر از هر موجود دیگری می تواند حق و حقوق واقعی بشر را اعلام و به هدایت برساند.

2)جایگاهی که خانم شیرین عبادی برای انسان متصور است و در پی تجویز و دفاع از حقوق انسانها به ویژه مسلمانان است بر گرفته از محتویات یک بشر اومانیستی است که به عنوان مثال هیچ تکلیفی در برابر خداوند ندارد و در نتیجه اجباری هم جهت قرار گرفتن انسان در چارچوب شریعت نخواهد بود که مصداق عینی این قضیه ، کشف حجاب ایشان به عنوان یک زن مسلمان در حال حاضر است.

3) خانم شیرین عبادی که خود را از مدافعین حقوق بشر معرفی می کند و در همین راستا حقوق بشر اسلامی را به صراحت نفی می کند به حتم معتقد به عقل خود بنیاد موجود در تمدن غرب است و اعتقادی به رابطه ، مفاهیم عقلی و محتویات وحی و دین ندارد.زیرا هر فرد منصف و مدبری می داند که دین اسلام دین خاتم ، جامع و کامل است و پیش بینی همه نیازهای مادی و معنوی انسانها را کرده است.

4)در محوریت ایدئولوژی خانم عبادی تفکر هدف وسیله ها را توجیه می کند نهفته است زیرا این شخص حاضر است برای سرکوب نظام ایران و خوشایندی جریاناتی که به طور مستقیم و غیر مستقیم بارها به مردم و نظام ایران اسلامی ضرر و زیان وارد کرده اند دست به اعتلاف بزند و به آنها توصیه نماید که تحریم سیاسی و خارج نمودن سفیران سیاسی خود از کشور ایران بهتر از تحریم اقتصادی خواهد بود.

5)جای بسی تعجب ، نگرانی و تاسف است که خانم شیرین عبادی که خود را مدافع حقوق بشر محسوب می کند یکی از افتخارات خود را وکالت فرقه های ضاله به ویژه بهایت می داند و حق تبلیغ و انتشار برای این گروه را در جامعه ایران محفوظ می داند ،همچنین یکی از اتهاماتی که از سوی ایشان بر دولت ایران وارد است نوع محدودیت های تبلیغاتی فرقه بهائیت است. در صورتی که می توان دوباره از همین عملکرد و حمایت خانم عبادی پی برد که وی ارزش و جایگاه متعالی برای انسان قائل نیستند ، زیرا کدامین عقل سلیم و بدون اغماض می تواند قبول نماید که به هر گروه منحرف آزادانه به بهانه حقوق بشر آزادی تبلیغ و ترویج تفکرات منحرف داده شود و از سوی دیگر یکی دیگر از اشتباهات خانم عبادی این است که بین فرقه و مکاتب بشری با ادیان و مذاهب تفکیکی قائل نیستند که این خود به دلیل خلع در حوزه انسان شناسی ایشان است.

اکنون با وجود این شواهد و برداشت ها که می توان از عملکرد و تفکرات خانم شیرین عبادی داشت باید  مطرح نمود که مبانی تفکری این شخص به دیدگاه های مکاتب بشری به ویژه لیبرالیسم بیشتر از آموزه های دین اسلام و به ویژه مذهب شیعه عجین شده است ، لذا نباید انتظار داشت که خانم شیرین عبادی در پایگاه کشور های غربی که منافع اقتصادی و استراتژیک خود را در کشور ایران از دست داده و از طرف دیگر در حال حاضر کشور ایرانی که بر اساس پشتوانه فکری خود توانسته است در برابر مدعیان دروغین و ظالم ایستادگی کند بخواهد مدافع حقوق اسلامی و انسانی به معنی واقعی آن باشد.

                                                               الحمدالله رب العالمین           

                                                                             روح الله ذاکرین-1/4/1389

                                                                                                                             

/ 0 نظر / 13 بازدید