جایزه واژگونی مفاهیم یا جایزه صلح نوبل

                         

یکی از مباحث مهم و اساسی در مقطع کنونی (قرن21) که توسط تمدن غرب به خصوص کشور آمریکا (یکی از بارزترین الگوها و مبلغان این تمدن است) تبلیغ و عرضه می گردد ،تغییر در معانی واژگان و مفاهیم در جهت تحقق اهداف خود است.
این عمل و اتفاق در حالی صورت می گیرد که انسانهای زیادی از معانی و یا اصطلاح واژگان اطلاع دارند اما اکثریت قریب به اتفاق به دلایلی مسخ عملکرد این تمدن شده و به راحتی این تغییر متضاد معانی واژگان را می پذیرند.
از جمله این واژگان مشترک در جوامع که موضوع بحث ما را تشکیل می دهد عبارتند از آزادی،حقوق بشر ،تروریسم ،خشونت ،دموکراسی،مردم سالاری،جنگ،صلح،تجاوز ...که در هر فرهنگ و جامعه ای برخی از این واژگان را به صراحت خوب و برخی را زشت و ناپسند می دانند.
با اندکی تامل در هر کدام از این کلمات معانی لغوی یا اصطلاحی آن برای انسان معین می گردد اما در مصداق و حوزه عمل عکس این قضیه بروز می نماید و به مرور آن عملکرد متضاد جایگزین مفهوم سابق می گردد،به گونه ای که در برخی موارد افراد و کشورهایی که خود را مدعی آزادی می دانند با جسارت بر علیه حقوق اولیه انسانها دست به خشونت می زنند و آزادی آنها را به صراحت سلب می کنند یا اگر دفاع آنها از دموکراسی و مردم سالاری سرلوحه جذاب و منطق آنها مطرح می گردد دست به کودتا بر علیه کشورهای مورد هدف می زنند و یا اگر در تلاش جهت نابودی تروریسم در جهان هستند از سوی دیگر به دلیل تفکر منفعت طلب و هوسران خود که با محوریت سیاست ماکیاولیستی است به تکثیر و انتشار تروریسم مطابق با مد روز و پیشرفته می پردازند و ....
که همگی این موارد که گوشه ای از ظلم بر بشریت محسوب می گردد،توسط تمدن غرب با وسایل و ابزارهای علمی پیشرفته به ویژه رسانه صورت و ترویج می گردد تا بتوانند رفتار و اعتقادات خود را نهادینه کنند.
برای مصداقی شدن بحث می توان اشاره نمود که اگر سران دول غربی منفعت و امیال نفسانی خود را در کشور هندوراس ببینند به راحتی رئیس جمهوری که برگزیده توسط رای مردم است را سرنگون می کنند و در رسانه های خود این کودتای ضد بشری را انسانی ترین رفتار در حق بشریت تلقین می کنند و یا در کشوری همچون سوئیس با نوع معماری اسلامی(مناره مساجد)به مبارزه بر می خیزند و در رسانه های به ظاهر بی طرف خود فریاد دفاع از اقلیتهای مذهبی سر می دهند و خود را آزاد ترین کشور در جهان معرفی می کنند همچنین با کشوری همچون ایران در خصوص مساله انرژی هسته ای که تمام قوانین بین المللی را رعایت می کند ،روزانه به ستیز ،تهدید،دورغ پردازی،اخطار و تحریم دست می زنند در حالی که جمعیتی محدود - نژاد پرست و قانون شکن در کشور فلسطین با عنوان اسرائیل دارای هزاران سلاح اتمی و کشتار جمعی هستند اما در جهان کنونی که عصر به اصطلاح ارتباطات و یا دهکده جهانی است از چشم همه پنهان مانده است و به راحتی از کنار این خطر تروریسم سازمان یافته می گذردند.دولتهای به اصلاح متمدن و روشنفکر غربی سالانه در کنگره های خود به طور افتخار آمیز بر علیه سرنگونی و حمایت از مخالفان دولتها بودجه تصویب می کنند و یا با همین منش به راحتی و با فراغ باز هر نوع سلاح ممنوعه و کشتار جمعی را در جنگهای ظالمانه و ساختگی خود بر علیه انسانها آزمایش می کنند تا بتوانند آن هیبت متورم خود را با ایجاد ترسو و وحشت در جهان ثابت نگه دارند که از آن جمله می توان به حمله اسرائیل غاصب به نوار غزه و حملات آمریکا و هم پیمانانش به عراق و افغانستان اشاره نمود.هنوز جنایات صربهای درنده بر علیه مسلمانان بوسنی که شبیه جنگهای صلیبی قرون وسطا بود از خاطره ها فراموش نشده است و یا همچنین در ماه های اخیر از خبرها(به طور محدود)شنیده شد که زن مسلمان مصری(مروه الشربینی)را در کشور آلمان در محل دادگاه به شهادت رساندند، ولی همچنان این کشور (از جمله خانم مرکل)بقیه کشور های آزاده و مستقل جهان را به رعایت نکرن حقوق بشر متهم می کنند و یا دولت آمریکا در همین اواخر دست به بدعت جدیدی در مراوده های جهانی زده است و آن اینکه شهروندان دیگر کشور ها را از جمله ایران به بهانه های بی اساس می ربایند ،که این حکایت دردناک ،از ترویج دزدی زمینی انسانها شبیه دزدی دریایی آنها در قرنهای گذشته خبر می دهد.
نگرانی و یکی از عمده محوریتهای ارائه این بحث ایجاد جریانی از بطن سیاست غرب است که بتواند دیدگاه قرائت های مختلف(هرمنوتیک)را در همه حوزه ها بسط بدهد.به نوعی که این تمدن کم ظرفیت به مرحله ای رسیده است که جهت پیشبرد اهداف خود باید انتظار داشت که اگر به عنوان مثال خورشید در آسمان در حال تابیدن بر زمین باشد با تبلیغات دروغین اما با ظاهری زیبا و شهوت پرور ادعا و تلقین شب بودن را به نمایند و این در حالی است که اکثریت انسانها یا خود را در سبک زندگی ارائه شده از سوی این تمدن غرق نموده اند و حداکثر در برابر این همه تضادها نظر ممتنع ارائه می دهد و یا گاه به دلیل از خود بیگانگی بر این باورند که چون فرعون زمان این طرز تلقی را دارد لذا ما هم باید مطیع و بنده آن باشیم.
باید به طور جد توجه نمود که تمدن غرب به دلیل غرور و دوری از صلاح و مصلحت انسانها فقط در پی استحکام تمدنی و فرهنگ خود بر جهان است و می توان در همین راستا به جرات ادعا نمود که همه سازمانهای و تشکیلات مهم موجود در جهان از قبیل سازمان ملل،سازمان انرژی اتمی،گروه کشورهای صنعتی،اتحادیه اروپا،ناتو و...به نوعی در سیطره امیال و نظرات خود خواهانه این تمدن و قدرت از کنترل خارج شده قرار دارند که در هر مقطعی که اراده کنند یک تهدید ،قطعنامه،تحریم بر علیه کشورهایی که در برابر دیدگاههای منفعت طلب آنها سر تعظیم فرود نمی آورند با منطق جمود آمیز خود صادر می کنند.در قرن حاضر دیگر مجامع و سازمانها نقش اساسی خود را ایفا نمی کنند و فقط بهانه و اهرمی در اختیار برخی از مدعیان به اصطلاح بشر دوست شده اند.
از مصادیق این استدلال ،دریافت جایزه صلح نوبل توسط باراک اوباما است.باراک اوباما همان جورج بوش است ولی با رنگ پوست تیره تر و با اندامی لاغرتر و همچنین در نطق های خود با سیاست به نسبت محافظه کارانه ،که توسط دولت آمریکا به دلیل این که بتوانند چهره منفور کنونی دولت خود را در جهان و حتی در خود کشور آمریکا تعویض نمایند بروز پیدا کرد.
سوالی که در این جا مطرح می گردد که است که آیا با حضور بارک اوباما در مدت کمتر از یک سال که در تصدی ریاست جمهوری آمریکا قرار دارد در سیاست خصمانه و مغرور دولت آمریکا تغییری حاصل شده است که لایق دریافت جایزه صلح نوبل می گردد یا قضیه چیز دیگر ممکن است باشد؟
باید پذیرفت که با حضور این شخص نیروهای نظامی بیشتری به کشور افغانستان اعظام شدند و یا در کشور عراق با حضور صلحبانان و مدافعان آمریکایی روزانه و یا حداکثر هفتگی انفجار تروریستی عظیمی به وقوع می انجامدو هنوز دیوار صوتی کشور پاکستان توسط هواپیماهای بدون سر نشین آمریکایی شکسته می شود و بدون هدف مردم مظلوم این کشور کشته می شوند و یا هنوز شاهد تهدید ، تحریم و اخطار برای کشور ایران به دلیل ورود به عرصه علمی که یک مورد انحصاری در دست دول غربی بود صادر می گردد و این در حالی اتفاق می افتد که رئیس سازمان انرژی اتمی جناب آقای البرادعی هیچ گونه مساله ای که خلاف قوانین npt باشد را تایید نکرده است و یا شاهد آن بوده ایم که شمال کشور یمن هم از حضور هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در امان نبوده و مورد بمباران واقع شد.
با همه مواد بالا و گذری بر دریافت کنندگان این جایزه در سالهای اخیر به نظر می رسد که دیگر جایزه صلح نوبل و مواردی از این قبیل به سمت و سویی رفته است که ارزش واقعی خود را از دست داده باشد و انسانهای خیرخواه،لایق،صادق و عادل دیگر نخواهند توانست این جایزه لعاب گرفته سیاست غربی را کسب کنند.

 

الحمدالله رب العالمین-روح الله ذاکرین-معاونت واحد تحقیقات و پژوهش باصر

/ 1 نظر / 19 بازدید
مسیح

با سلام و درود بروزم با تناقض در کتاب مقدس چگونه کتابی آسمانی است اما از یک واقعه دو روایت متفاوت دارد آیا این کتاب مقدس است؟.؟؟؟ پذیرای قدوم گرم شما و نظرات سازنده شما هستم http://mymasih.persianblog.ir/